ابراهيم عاملي ( موثق )

7

تفسير عاملي ( فارسي )

ابو الفتوح نوشته : در رحم صورت نگارد چنان كه خواهد يكى را سياه يكى را سپيد يكى زشت و يكى نيكو و يكى دراز و يكى كوتاه و يكى نر و يكى ماده يكى سعيد و يكى شقى يكى كريم و يكى لئيم يكى خوشخو و يكى بدخو چنان كه خواهد و مصلحت داند . « آياتٌ مُحْكَماتٌ » 7 فخر : اگر از لفظ يك معنى فهميده بشود بطورى كه احتمال معنى ديگر داده نشود و يا احتمال معنى ديگر بسيار ضعيف و دور از ذهن باشد اين لفظ را محكم مينامند يعنى صريح و آشكار در اين معنى و يا ظاهر و نزديك بذهن مثلا اگر بگوئيم : حسن شير آورد ، معلوم است كه مقصود همان ماده ى غذائى است نه آن حيوان وحشى و نيز اگر بگوئيم : فلان مهندس عالم است ظاهر است كه مقصود اطلاع از رياضى است و احتمال اينكه مقصود اطَّلاع از علوم ديگر است دور از ذهن است پس اينجور كلمات را محكمات مينامند و لفظى كه دو معنى دارد و نسبت به هيچ يك ذهن منتقل نمىشود و مورد ترديد است آن را مجمل مىنامند و اگر نسبت بيك معنى ظاهر و معنى ديگر دور از ذهن است اين معنى دوم را مؤوّل مىنامند و اين گونه الفاظ را متشابه مىنامند ، يعنى داراى معانى همانند و موجب ترديد ذهن كه نمىتوان آن دو را از يكديگر جدا كرد و مقصود را تشخيص داد . پس اگر در جمله معلوم شد كه معنى ظاهر كلمه مقصود نيست و معنى ديگر آن كه دور تر از ذهن است مناسب است كه مقصود باشد در اين گونه موارد فهم مقصود گوينده مشكل مىشود مثل اين آيه : ( إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ ) . ظاهر جمله يعنى : چون خواستيم كه مردمى را نابود كنيم فرمان ميداديم مردمان متمكن و مالدار را كه فاسق مىشدند و بدكار و سرنوشت خداوند بر آنها وارد مىشد . البته اين معنى ظاهرى مقصود نيست زيرا خدا فرمان بفسق نمىدهد و چنان كه در آيت ديگر صريح فرموده : ( إِنَّ اللَّه لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ ) يعنى خدا فرمان ببدكارى نمىدهد ، پس از اين مقدمه مىگوئيم : در الفاظ متشابه اگر يقين كرديم كه معنى روشن و ظاهر آن مقصود نيست مى - توانيم آن را تأويل كنيم و برگردانيم بمعنى غير ظاهر و دور تر از فهم ، و ليكن ما نميتوانيم بفهميم كه معنى غير ظاهر مسلم است و مقصود گوينده زيرا دليل قطعى بر آن نداريم